|
حکیم بانو
|
||
|
زندگی من و خانواده ام |
امروز سی و چهارمین سالگرد ازدواجمونه
امسال تصمیم داشتیم جوری برنامه ریزی کنیم که چهارتایی یه سفر بریم. به خاطر برنامه روز ۲۷ شهریور خوش خنده، سفر رو هفته قبل انجام دادیم، رفتیم کیش. اگر مساله مالی که بدو ورودم به کیش پیش اومد،نبود خوش گذشت. امیدوارم رفع بشه بیام براتون تعریف کنم.
تو این مدت خبرا زیاد بود
ولی روزمره زندگی، ساعت کار ۶ صبح، خاموشی برق ها، سنگینی کارها، نمیذاشت بیام سر بزنم چه برسه که بنویسم.
از اول مهر هم که ترافیک خیلی زیاد میشه واوضاع بدتر.
قبل سفرم با همسرجان دو روزه رفتم و به مامانم سر زدم.
ضعیف تر شده، کم اشتها هم هست.
مرگ های سالمندای فامیل و آشنا رو به مامان نمی گیم. میره توی فکر.
به هر حال مسیر رندگی همینه دیگه،خوشی هست، نا خوشی هم هست. سالمندی که سیر خودشو داره.
امیدوارم همه تون سلامت باشید.
|
|