حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 

آخر هفته عجیبی دتشتم

چهارشنبه شب عروسی پسر دوستمون یه باغ تو لواسون دعوت بودیم

پنجشنبه مراسم هفتم دختر دوست دیگه ام بهشت زهرا

کمر پدر و مادر و فامیل شکسته از مرگ دختر جوونی که پست قبلی در موردش نوشتم

دنیا جای عجیبیه دوستان

و خدا به همه ما قدرت ادامه زندگی رو میده

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۴ساعت 5:36  توسط فروغ دانا  | 

دیروز صبح زود پیام های موبایلمو دیدم

دوستم شب قبل دیر وقت پیام داده بود

خبر رو شنیدی؟ درسته؟

خبر فوت خواهر زاده دوست دیگه مون

نشنیده بودم، سرچ کردم دیدم درسته

مادر دختر خانم ۲۹ ساله فوت شده دوست دخترعموم هستش

به دختر عموم پیام دادم

متاسفانه درست بود

ظاهر زندگی، پست های اینستاگرامش خبر میداد از یه دختر شاد،سرزنده، تحصیل کرده ، دو سال قبل هم ازدواج به ظاهر خوبی داشت

میگم به ظاهر، چون خبرها حاکی از اونه که خودش به زندگیش پایان داد.

چرا؟ چرا این کارو کرد؟

کی میدونه تو ذهن و فکر آدما چی میگذره؟

خدا به داد دل پدر و مادرش برسه.

 |+| نوشته شده در  جمعه دوم آبان ۱۴۰۴ساعت 7:34  توسط فروغ دانا  | 
  بالا