حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 

آخر هفته عجیبی دتشتم

چهارشنبه شب عروسی پسر دوستمون یه باغ تو لواسون دعوت بودیم

پنجشنبه مراسم هفتم دختر دوست دیگه ام بهشت زهرا

کمر پدر و مادر و فامیل شکسته از مرگ دختر جوونی که پست قبلی در موردش نوشتم

دنیا جای عجیبیه دوستان

و خدا به همه ما قدرت ادامه زندگی رو میده

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۴ساعت 5:36  توسط فروغ دانا  | 
  بالا