|
حکیم بانو
|
||
|
زندگی من و خانواده ام |
اگه دانش آموز ششم دبستان یا سوم راهنمایی داشته باشین ، می بینید که مدام از آموزشگاه های مختلف به شما زنگ می زنن تا به عنوان والدین یه دانش آموز ساعی و مستعد !!!! ( در مورد خوش خنده مستعد رو قبول دارم ولی ساعی نیست) برید و در جلساتشون شرکت کنید و بعد اسم فرزندتون رو تو آموزشگاهشون بنویسین تا برای قبولی تو مدرسه تیز هوشان و یا مدارس برتر آماده بشه. خوب راستش من هیچ وقت عقیده ای به جدا کردن دانش اموز حتی مستعد از گروه عمومی سنی دورو برش ندارم. همین الان هم برای سال آینده خوش خنده یه مدرسه راهنمایی دولتی ، همجوار همین دبستان فعلیش انتخاب کردم که هم تعداد دانش آموزاش کمه و هم معلم های خوبی داره. اما دیروز صبح به همراه حدود 20 تا از والدین بچه های ششم دبستان هم کلاسی خوش خنده به یه جلسه دعوت شدیم . یه خانم دکتر پزشک عمومی که موسس یه مدرسه راهنمایی و دبیرستان تو منطقه 3 هستش اومد و برامون صحبت کرد. این که خودش از مدرسه فرزانگان وارد دانشگاه تهران شده و بعدش چون همکاریشو با اونجا ادامه داده تصمیم به تاسیس مدرسه گرفته. و این که علاوه بر این که روزای جمعه تو محل مدرسه خودش با استفاده از زبده ترین معلم ها کلاس های رایگان برگزار می کنه ،می گرده و مدارس خوب رو پیدا می کنه و همین کلاس ها رو به صورت رایگان تو اون مدارس برگزار میکنه . اولش من پرسیدم هدف شما از این کلاسا چیه؟ اگه شما با درس خوندن تو مدرسه فرزانگان تونستید با رتبه خوب تو دانشگاه تهران درس بخونید، من شش سال قبل از شما با همین رتبه از یه شهرستان کوچیک وارد همین رشته شدم. پس برای من انگیزه ای نداره که دخترم تو این کلاسا شرکت کنه. چون من عقیده دارم تا خود بچه نخواد هیچ اتفاق خوب درسی براش نمی افته. گفت نه. هدف من این نیست. بعدش پدر یه دانش آموز دیگه که قاضی هستش پرسید پس اگه شما هدف مادی ندارید چه هدفی رو دنبال می کنید؟ گفت : به هر حال یه تعدادی از این بچه ها تو امتحان ورودی مدرسه خودمون قبول می شن. فهمیدیم که صد تا بچه رو رایگان درس می ده که شاید 20 یا 30 تا وارد مدرسه خودش بشن. این می شه یه هدف مادی بلند مدت شش ساله. بعد از کلی صحبت قرار شد روز تشکیل کلاس ها رو برای مدرسه خوش خنده بگه چون قرار شد کلاس این ها تو خود مدرسه شون برگزار بشه. با خوش خنده صحبت کردم . گفتم ببین از بین 60 تا دانش آموز تو به عنوان یکی از دانش آموزان مستعد توسط معلم و معاون آموزشیت انتخاب شدی . ولی من با این که می دونم تو دختر خیلی باهوشی هستی و زود مطالب رو می گیری ولی از این که خیلی دقت نداری و سعی و تلاشت کمه ازت ناراضیم. پس اگه کلاس ها تشکیل شد باید شرکت کنی . تو امتحان تیز هوشان هم شرکت می کنی تا خودتو محک بزنی.( حالا خدارو چه دیدین یه وقت خوش خنده کوچولوی من شاید تو این امتحانا قبول شد) باباش هم همینو ازش خواست و در نتیجه قرار شد اگه اون خانم و مدیر مدرسه به توافق رسیدن کلاسا تشکیل بشه.
پی نوشت1: راستی در ادامه پست "بدم میاد..." از یه چیز دیگه خیلی بدم میاد. منظره نون بربری تودست کارمندا هر روز صبح که دارن میرن رو میز کارشون بساط صبحونه رو راه بندازن. از ح.ر.ا.س.ت هم بدم میاد چون باز هم تو کارم مشکل ایجاد کردن. دیروز دکتر میم به من گفت تا شنبه صبر کنم. چون من می خواستم از امروز مرخصی بگیرم و نیام سرکار. خسته شدم از این همه غرض ورزی. این قدر آدما اینجا راست راست می گردن و کار نمی کنن که من به اذعان خیلی ها پیششون نعوذبالله خدام.از ساعت 2 صبح بیدارم و خون خونمو می خوره. اگه دستم برسه اون یه آدم مزخرف رو خفه می کنم. صبح هم سرگیجه داشتم. اخلاقم هم که به لطف هورمون ها مثل س.گ شده. باز هم تا نشستم و خواستم پایان نامه رو به یه جا برسونم اینا مثل خروس بی محل قوقولی قوقو کردن.
|
|