فکر می کنم بهترین تعطیلات آخر هفته سال ۹۱ همین پنجشنبه و جمعه آخر اسفند بود. خونه تمیز، مهمون نداشتم، مهمونی نمی خواستم برم ، یه ناهار برای ظهر پنجشنبه گذاشتم . یواش یواش یکی دو تا دوخت و دوز کوچولو با دست رو انجام دادم. عصر پنجشنبه با خوش خنده رفتم فیلم رژیم طلایی . صبح جمعه با خوش خنده و خوش تیپ اول رفتیم به پدر بزرگ و مادر بزرگش سر زدیم. یه ظرف رشته پلو براشون بردم. بعد رفتیم خرید.خیابون ولی عصر مابین فاطمی و میدون.که یکی دو سالی بود نرفته بودم.من یه کفش مشکی اداری، یه کفش تابستونی، یه کیف و کفش سورمه ای برداشتم. اما برای خوش خنده کفش قرمز مناسب پیدا نکردم. ظهر هم رفتیم رستوران . اومدیم خونه بعد از نماز و کمی استراحت از اونجایی که فوتبال داشت شروع می شد و دیگه این که فیلم روز قبل خیلی چرند بود خوش خنده رو بردم فیلم تهران ۱۵۰۰. بدک نبود.
پی نوشت ۱: قدبلند این سه روز آخرو همش با دوستاش بود. یه روز بیلیارد. یه روز پارک و خداحافظی با یکی از هم کلاسی هاش که تعطیلات رو داره می ره اسپانیا و یه روز هم از صبح تا غروب کوه. پسره دیگه چه می شه کرد؟
پی نوشت ۲: از روز سه شنبه که کارگر برای تمیز کاری تو خونه داشتم ، وقتی سرم خلوت شد کتابی رو برای خوندن انتخاب کردم. "پایی که جا ماند". هنوز نصفش رو خوندم ولی از اون نوشته هاییه که منو جذب می کنه.
ژی نوشت ۳: دیروز روز ملاقات های یهویی بود. همون کفاشی اول مامان دوستم و بعدش هم دوستم رو که از دوران دبیرستان با هم بودیم رو دیدم. تو رستوران هم دوتا از همکارام که ۳ فروردین عروسیشونه رو دیدیم. جالب بود. خوش تیپ به اقاهه گفت غم آخرتون باشه!!!!
|
+|
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۱ساعت 8:2  توسط فروغ دانا
|