|
حکیم بانو
|
||
|
زندگی من و خانواده ام |
به به چه هوایی! چه آسمونی! چه خیابونای خلوتی! تهران یعنی این! به خصوص برای ما که بعد از یه مسافرت 4 روزه و 13 ساعته دیروز برگشتیم. الان هم سر کار هستم و در خدمت شما.
ما روز دوم فروردین ساعت 5 صبح از تهران به سمت اصفهان حرکت کردیم. نزدیک ظهر رسیدیم. رفتیم مهمانسرا. چمدون ها رو گذاشتیم و رفتیم گردش. پل خواجو و سی و سه پل رو رفتیم. زاینده رود خشک و خالی غصه دارمون کرد. بعد از ظهر تو مهمانسرا بی خوابی شب قبل رو جبران کردیم. بعدش راه افتادیم خانه مشروطیت رو دیدیم. بعدش هم رفتیم بازارهای سنتی دور نقش جهان . تو خود میدون هم خیلی شلوغ بود در نتیجه دیدن مکان های دیدنیش رو موکول کردیم به یه روز صبح. روز 3 فروردین راه افتادیم طرف استان چهار محال و بختیاری. شهر سامان رو با اون باغای پر از شکوفه و رودخونه های زیباش دیدم. چالشتر هم رفتیم و بعدش خانه سنتی خدا رحم خان . و همین طور شهر کرد هم خیلی دیدنی بود.
روز 4 فروردین رفتیم استان یزد. (سلام زمزم جان!) تو راه چند تا مکان تاریخی میبد رو دیدم. ساعت 2 یزد بودیم. رفتیم ناهار رو تو تالار یزد(حاجی آشپز )بخوریم که دیدیم چه قیامتیه. در نتیجه ناهار رو مهمون رستوران زیتون بودیم. تا ساعت ۵ چند تا مکان تاریخی یزد رو دیدیم. حرکت کردیم به سمت اصفهان. توی راه به دیدن زیارتگاه " پیر چک چک" در 37 کیلومتری اردکان رفتیم که یکی از مکان های زیارتی زرتشتی هاست. یه کمی کوه پیمایی داشت ولی خود زیارتگاه جای جالب و دیدنی بود. من قبلا در مورد این مکان شنیده بودم ولی تا نرفته بودم توش و نوشته هاش رو نخونده بودم فکر می کردم مربوط به یه مرده. در صورتی که مربوط به یکی از دخترای یزد گرد سومه.
روز 5 فروردین ساعت 9 صبح رفتیم که خود اصفهان رو بگردیم. طبیعتا از میدان نقش جهان شروع کردیم. تا ظهر عالی قاپو ، مسجد شیخ لطف الله و مسجد جامع عباسی رو دیدم. بعد از ناهار هم رفتیم منار جنبون و آتشگاه. و کلیسای وانک. و عصر هم سمت چهلستون که چون خیلی ترافیک بود جای پارک پیدا نکردیم و برگشتیم.
صبح روز 6 فروردین بعد از صبحانه و تسویه حساب با مهمانسرا به سمت تهران حرکت کردیم.ابیانه و باغ فین کاشان رو هم سر راه دیدم. ناهار رو تو راه خوردیم. ساعت 6 هم خونه بودیم. تا آخر شب شست و شو هام رو انجام دادم. امروز هم سر کار هستم.
روی هم رفته سفر خوبی بود. به نظر من نسبت به پارسال که شیراز جای سوزن انداختن نبود اصفهان و یزد قابل تحمل تر بودند. و دیدن این مکان های تاریخی واقعا حال آدمو خوب می کنه.
|
|