حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 

اولا که این روزا سرم خیلی شلوغه. از یه طرف کار و از یه طرف خونه. بعدش هم این لپ تاپ جدیده که نو هستش، با قابلیت تاچ . ویندوزش هم که 8 ریختن در نتیجه هنوز سرعتم زیاد نیست. با برنامه هاش هم خیلی آشنا نیستم. کارامون هم که به لطف رییس جدید بی خودی به هم پیچیده. ظرف دو روز یه اجلاس راه انداخته برای شنبه آینده. کاری که ما قبلنا کم کم دو هفته روش کار می کردیم، چه از نظر اجرایی و چه از نظر فنی. باید تو دو روز به سر انجام برسونیم.دیروز غروب تو خونه تلفن دستم بود که  اگه امروز تعطیل بود خبر بدم تاچند نفرمون برای برنامه ریزی باید بیاییم. که خوشبختانه تعطیل نشد و همه اومدن.

فردا شب مهمون دارم، یه سری خرید دوشنبه داشتم یه سری دیروز. امروز برنامه تمیزی خونه و فردا پختن غذا.

فضای تهران رو دود گرفته. من که به سرفه افتادم. حالا نمی دونم ادامه سرما خوردگیه  یا مربوط به آلودگی هواست. مجبورم کوتاه بنویسم. از خیلی از شماها خبر ندارم . باید سر فرصت بیام و بخونمتون.

فکر می کنم قبلاً هم گفته بودم برای گولو جان و زن بابای امروزی نمیتونم کامنت بذارم. یعنی قسمت نظرات باز میشه تایپ هم میکنم ولی دکمه ثبتش غیرفعاله.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ساعت 8:43  توسط فروغ دانا  | 
  بالا