حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 

مامان هنوزبستری هستند بیمارستان. اومدیم ابرو رو درست کنیم زدیم ...

عمل کمرشون درد رو از روی دو مهره برداشت. چون از درد طفلکی داد می زد.

ولی 48 ساعت بعد از عمل که من اونجا بودم یواش یواش حالت ضعف و بی اشتهایی پیدا کرد.با دکتر جراح مغز و اعصاب که صحبت شد گفتند عملشون خیلی خوب بوده و راه رفتن تا دو روز بعد هم نشون دهنده همین مساله است. گفتند از نظر سکته مغزی و عفونت ها باید بررسی بشه.

این موضوع مال یکشنبه 3 بهمن ساعت 10 شب بود. من اصرار داشتم مامان بستری بشه چون برای بیمار سالمند انجام دادن سرپایی این کارا خیلی سخته. برادرم می گفت آمبولانس می گیره می بره ام آر آی مغز. گفتم برادر من مطمئنم که سکته مغزی نیست. (حالا همه گفتگوها تلفنی بود)

صبح دوشنبه تلفن کردند که مامان کمی تب داره و شب رو اصلا نخوابیده. گفتم ببریدشون بیمارستان. تو هر سرویس که خوابوندن با دکترای دیگه مشورت می کنند.

همین کارو کردند. عکس و اسکن ریه عفونت ریه (به اصطلاح پنومونی) رو نشون داد. تست کرو نا دو بار منفی بود خدا رو شکر.

عفونت دستگاه ادراری هم داشت. پرستار 24 ساعته و اتاق یک تخته گرفتند .خواهر و برادرم مدام در رفت و آمد و رتق و فتق امور بودند.

سکته مغزی رد شد خدا رو شکر.

من چهارشنبه صبح زود میخواستم برم. همسر اونجا تو خونه خودمون مونده بود که به کاراش برسه. بچه ها اصرار کردند که ما هم میخواهیم مادربزرگمونو ببینیم. همسر گفتند پدرش(پدرشوهرم) تنها می مونه تو تهران. نکنه اتفاقی براش بیفته پس با خودتون بیاریدش.

4 تایی رفتیم. یکسره رفتیم بیمارستان. نذاشتم بچه ها به خصوص پدرشوهرم نزدیک مامان بشه.از دم در مامانو دیدند.

مامان هشیار بود ولی بدحال و ضعیف. داشتن ساکشنشون می کردند. لوله معده داشت. ولی شناخت داشت. گریه ام گرفته بود.

سریع برگشتیم خونه خودمون تو روستا . تا جمعه در رفت و آمد بودم برای سرزدن به بیمارستان ولی دیگه نذاشتم هیچ کدوم از افراد خونه بیان بیمارستان. بعدش ترجیح دادم برگردم تهران.چون با اجازه تون پسرجان علایم عفونت او میکرون رو از چهارشنبه شب نشون دادند. همونجا قرنطینه اش کردم با دارو. دختر جان از پنجشنبه علامت  دار شدند. من و همسر از شنبه. تست پسر مثبت شد. حال عمومی همه مون خوبه. من که فقط صدام گرفته. همسر اونجاست تنها. گفتم قرنطینه بشه و دارو هایی رو که براش پیام کرده بودم مصرف کنه.

اما حال مامان اصلا بهتر نشد. زخم بستر کوچیکی هم پیدا کردند. گفتیم اگه لازمه ببرن آی سی یو که دکتر ریه و مغز و اعصاب گفتن الان لازم نیست. از جمعه داروش عوض شد. کمی بهترند. تب قطع شده، چون تونستن چند قاشق غذای مایع بخورند لوله معده رو خارج کردند. دیروز عصر برادرم ازبیمارستان تماس تصویری گرفت.ما با مامان صحبت کردیم. برامون بوس می فرستاد قربونش برم.

اگر حالشون رو به بهبودی بره فردا پس فردا مرخص می شن.

ولی نیازبه پرستار دوره دیده داریم برای نگهداری در منزل و همین طور فیزیوتراپی در منزل.

میخواستم فردا برم ولی فعلا تا آخر هفته درگیر این بیماری هستیم همگی.

لطفا لطفا لطفا ماسک بزنید. علامت دار که شدید به پزشک مراجعه کنید. 5 روزقرنطینه باشید حتما مایعات فراوون بخورید.ماسک زدن بهترین راه پیشگیریه.

دعا کنید برای مامانم. نگرانشم.

 

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۰ساعت 8:4  توسط فروغ دانا  | 
  بالا