|
حکیم بانو
|
||
|
زندگی من و خانواده ام |
سال ها قبل – فکر می کنم 22 ساله بودم- امتحان غدد یک روز عقب افتاد. دوستم که می دونست من عشق کتاب به خصوص رمان هستم بهم گفت یه کتاب دستم رسیده که عالیه. فقط امانته . اگه می تونی ببری و فردا بیاریش بهت بدم. گفتم بده. رفتم خونه. ساعت 2 بعد از ظهر کتابو گرفتم دستم و شروع کردم به خوندن. بی وقفه خوندم و وقتی سرمو بلند کردم ساعت 2 صبح بود و من به جز کارهای ضروری کار دیگه ای نکرده بودم. انگار یه دفعه رفته بودم تو اون زمان و بعد پرت شده بودم تو این دنیا.یعنی با کلماتش می شد یه فیلم ساخت. ترجمه اش هم عالی بود. کتاب کجا می روی؟
سال هاست که از خیابون مطهری رد می شم . همیشه دیده بودم یه مغازه است که بیرونش کتاب های دست دوم چیدن. هیچ وقت پیاده نبودم که برم تو کتاب فروشی. اما نمی دونم چطور شد که دیروز ماشینو تو قائم مقام پارک کردم و رفتم اونجا. به عشق خریدن همین کتاب . اما بعدش با 9 جلد کتاب اومدم بیرون. 8 جلد دست دوم و یک جلد نو . کتاب نو همین کجا می روی بود. از 8 جلد بقیه 5 تاش به انتخاب خودم بود و سه جلد به پیشنهاد کتابفروش. دو جلد اول رو که دستم دید گفت معلومه کتاب خونید. گفتم چه جور هم. یاد یه روز تابستون افتادم تو خونه قدیممون . کلاس اولو تازه تموم کرده بودم. من از 4 سالگی سواد داشتم. یک سال هم که زودتر رفته بودم مدرسه. تو 5 سالگی کیهان بچه ها و گاهی دختران و پسران می خوندم. اون روز پدرم از راه رسید و کلی کتاب تو دستش بود . کادوی کارنامه من و خواهرم که 4 سال از من بزرگ تر بود. متناسب برای سن ما دو تا. و این رسم از اون به بعد ادامه پیدا کرد. هر سال کتاب های جدید. و این طوری بود که ما خونواده کتابخونی شدیم. خوشبختانه خوش تیپ هم تو همچین خونواده ای بزرگ شده و خوشبختانه تر اون که بچه های من هم مطالعه رو دوست دارن و هر کدوم تو اتاقشون کتابخونه دارن و کتاب های توشو به سلیقه خودشون خریدن و خوندن.
کتاب های دیروز من :
1. کجا می روی؟ نوشته هنریک سینکوویچ - ترجمه حسن شهباز – برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1905
2. مهره مار – نوشته به آذین
3. اعترافات ژنرال ( خاطرات ارتشبد قره باغی)
4. آقاجان شازده- نوشته شهلا سلطانی
5. شهر آشوب – زندگینامه فروغ فرخزاد- مریم جعفری
6. ساکنین خانه ی سرخوش- نوشین توفیقی
7. کفر عشق –علی اکبر ضرابی
8. سوداگر عشق- ماه منیر مینوی
9. الهه عشق- نرگس دادخواه
پی نوشت1: امروز می خواستم بلیط ساعت 3 رو برای فیلم دختر ها فریاد نمی زنند بخرم و تنها برم سینما.ولی امروز از ساعت سه سینما تعطیله تا فردا.
پی نوشت 2: تا دو سه ماه قبل برای رییس قبلی سازمان گزارش عملکرد جمع می کردیم و یکی دو هفته است که برای فردجدید برنامه در دست اجرا رو می نویسیم.
|
|