|
حکیم بانو
|
||
|
زندگی من و خانواده ام |
امروز 22 ساله شدیم. من و همسر جان. 28 شهریور سال 70 شروع زندگی مشترکمان بود. و 28 شهریور امسال 22 سال است که با همیم . باهمه خوبی ها و بدی ها باهمه سختی ها و کاستی ها.
چند روز قبل پسرم از پدرش پرسی: بابا! چرا با مامان ازدواج کردید؟
جواب داد : به خاطر سادگیش. به خاطر خانمیش. به خاطر شناختی که ازش داشتم.والبته دوستش هم داشتم. بعد هم در مورد روز ازدواجمان صحبت کردیم و به خاطرات ریز و درشتش خندیدم. خوش خنده گفت مامان خوشگل شده بود؟ پدرش هم گفت خیلی! از بس مادرتون همیشه ساده می پوشید و ساده می گشت لحظه اول نشناختمش. فکر کردم یکی دیگه است!!!! عکسا و فیلم که هست دیگه چرا از من می پرسید؟
22 سال گذشت از روزی که من بله گفتم و تو بله شنیدی......
خوشحالم که من پای پاسخ مثبتم ایستادم......توچطور؟ تو هم خوشحالی از این بله؟
|
|