|
حکیم بانو
|
||
|
زندگی من و خانواده ام |
ماشین قدبلند آب و روغن قاطی کرده.اصطلاح فنیش چی میشه؟ یعنی موتور سوزونده؟ دیروز رفتم خونه . در حال درست کردن کتلت بودم. همین جوری دلم خواست دورش کدوی سرخ کرده و هویج آب پز و گوجه سرخ شده بذارم، دو تا کدو هم تو ماست رنده کردم با شوید و نعناع. خوش تیپ اومد و نیم ساعت بعدش قدبلند. نگو آمپر رفته رو 110 و قدبلند ماشینو برده پیش یه آقا هوشنگی که نزدیک دانشگاهه. اونجا با موبایل با خوش تیپ تماس گرفته و اقا هوشنگ با خوش تیپ حرف زده و گفته خرج ماشین حدود 2میلیونه . هردو مشغول حرف زدن شدند و من هم دخالت نکردم. هر وقت خواستند منو به بحث بکشونن گفتم بحثتون مردونه است .
اما کتلت با این مخلفات عجب خوشمزه شده بود. جاتون خالی.
امروز خوش خنده تعطیله. بردمش خونه مادر بزرگش اونجااستراحت کنه. بعد هم قدبلندو دم دانشگاه پیاده کردم. امتحان تحلیل سازه ها داره. اومدم سرکار. بعد از ظهر برم خوش خنده رو بردارم و برم براش پوتین مشکی بخرم.
دیگه این که لازم نشد جلسه شنبه رو بپیچونم. خود به خود موند برای دوشنبه.
گفتگوی مامانم بامن :
مامان: راستی یه چیزی بهت میگم به کسی نگی ها .
من: وای! چی شده مامان؟
مامان: هیچی . هیچی. نترس. شهره حامله است.
من: شهره کیه؟![]()
مامان: دختر ناهید.
من: ناهید کیه؟![]()
مامان: زن رامین. پسر خاله ات.
(همون خاله بزرگه ام که سه سال قبل فوت کرد. شوهر خاله ام هم چند سال قبل از ایشون فوت کردند و پسر و دخترشون خیلی مشورت ها رو با مامانم انجام میدن)
من: خب مگه گناه کرده؟
مامان: نه دیگه. یادت نیست؟ تابستون نامزد کرده با یه پسری که تو شهر دیگه است. تو همون شهر هم شهره دانشجوئه. میرفت خونه مادرشوهرش. هنوز مراسم هم نگرفتن. ناهید زنگ زد و کلی گریه و زاری که چیکار کنیم؟ حالا فروغ تو چی میگی؟
من: من چی میگم؟ به من چه؟ آهان از نظر پزشکی؟ اولا که باید قبلا فکرشو میکردن. بعدش هم اصلا موافق س.ق.ط نیستم. به ناهید بگو بره دنبال سیسمونی.
مامان: من هم همینو گفتم. بعدش هم گفتم پنبه و اتیش رو گذاشتین کنار هم و میخواین نسوزه؟![]()
من: مامان جان. زن و شوهرن . گناه که نکردن. فقط شهره لباس عروس نپوشیدو عروس نشد که اونم ایشالله سالگرد عقدش.
پس زمینه این گفتگو صدای خواهرم بود که می گفت ما این همه مشکل داریم اونوقت مامان برای حاملگی نوه خواهر خدابیامرزش دو روزه خواب و خوراک نداره.
حالا من به هیچ کس هیچی نگفتم. حتی به مادرشوهرم. تو عالم مجازی هم که اشکال نداره، مگه نه؟![]()
|
|