حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 
سلام سلام.....

من و خوش خنده دیروز از شمال برگشتیم. خوب بود خوش گذشت.

امروز از ساعت ۸تا ۴تو جلسه هستم.

خونه کمی به هم ریخته است. شوهر جان از نبود ما استفاده کرد و یه کارایی تو خونه انجام داد. البته با اطلاع من.

با وجود اینکه کارگر برای تمیزکاری آوردن و پدر شوهر و مادرشوهر شنبه بالای سرش بودن ولی عمق ماجرا خیلی زیاده. دیروز شش ساعت کار کردیم هنوز اتاق ها تمیز نیست. اما خوشحالم. از این که همین باعث شده کارای عیدم جلو بیفته. دیگه با خودم کنار اومدم که یه چند روزی تا آخر هفته درگیرم و بعدش کارا درست میشه.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ساعت 7:59  توسط فروغ دانا  | 
  بالا