حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 
بنا به دلایلی کار بیمارستان خوش خنده به تعویق افتاد. باید منتظر بمونیم تا بهمون خبر بدن هر وقت ساز و کار آماده شد بریم.

به همین خاطر زنگ زدم فرشته خانوم عزیزمون اومد. صبح پنجشنیه بعد از رفتن آقایون به محل کار و خوش خنده به خونه مادر بزرگش تمیزکاری شروع شد. خدا اموات فرشته خانومو بیامرزه که اتاقا رو مثل دسته گل کرد. اما قول داد تو اسفند هم یکی دو روز بیاد.

دیروز هم ناهار خونه خاله دعوت بودیم. صبح جمعه من و خوش تیپ رفتیم مولوی برای اتاق خواب ها و آشپزخونه پرده خریدیم و همونجا هم برامون دوختن. میذارم بعد از خونه تکونی اسفند وصل می کنم.

هنوز استادام به ای میلم جوابی ندادن. در نتیجه هر لحظه ممکنه خبر بدن وقت پیش دفاع بگیرم.

اون کار پرونده هم به جریان افتاده.توکل به خدا.

 |+| نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۲ساعت 8:58  توسط فروغ دانا  | 
  بالا