حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 
دیروز مرخصی بودم. ساعت ده وقت جلسه دادگاه با اون پرونده مزاحمت که من و همسر شاکی هستیم بود. متهم نیومده بود. هر چند از پیامک هایی که از یکی دو روز قبل می فرستاد معلوم بود که احضاریه و پیامک براش از مجتمع قضایی رفته. ساعت یازده و نیم رفتیم تو . تا دوازده طول کشید. البته قبلش با یه وکیل مشورت کرده بودیم . گفت که چه حرف هایی رو بگیم و چی نگیم. البته وکیل می گفت حتما حکم حبس داره این پرونده چون تکرار جرمه.( یه رای جریمه نقدی سال 79 داشت به همین اتهام)خوشبختانه قاضی به نظر آدم خوبی می اومد. مستنداتی که دیروز ارائه داده بودیم رو خوند. چند تا سوال و جواب کرد. از شغل و محل کار من و همسر پرسید. از بچه ها پرسید. بعدش گفت که دیگه باهامون کار نداره. باید پرونده رو کامل مطالعه کنه و رای صادره میاد در خونه. 

بعدش اومدیم خونه. نماز خوندم و چون ناهار خونه یکی از همکارای بازنشسته به خاطر خونه نویی دعوت داشتم آماده شدم و رفتم. 

این مزاحمه هنوز هم داره پیامک میده و زنگ میزنه. واقعا روانیه....

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 9:29  توسط فروغ دانا  | 
  بالا