|
حکیم بانو
|
||
|
زندگی من و خانواده ام |
قبلا هم گفته بودم که اینجا مثل دفتر خاطراتمه
یه جایی که از روزمره هام بنویسم
خب. با این صفحه کلی دوست نادیده پیدا کردم.
بعضی ها وبلاگ دارید و میام میخونم
بعضی ها رو با کامنتا می شناسم
اما در عجبم که چرا نوشته های خیلی ساده از زندگیم باعث کامنت های عجیب و غریب میشه؟
چطور می تونید خودتونو روشنفکر و همراه با امواج جامعه بدونین و این قدر راحت قضاوت کنید و حرف بزنید؟
اگر جنس لطیف هستید، زندگی رو می سازید و دنبال رهایی هستید چطور می تونید از روی نوشته های خیلی معمولی من برداشت های عجیب بکنید؟
اگر جنس غیرلطیفید، برای میهن تلاش می کنید و ادعای آبادی دارید،چطور این قدر آسون پیام می ذارید؟
این پیام خصوصی رو ببینید:
| نویسنده:هنگامه جمعه ۲۰ آبان ۱۴۰۱ ساعت: ۲۲:۰ | ||||||||||||
سلام خب خانم خونه وظیفش رسیدگی و کارای اشپزیه عجیبه که انجام میدید؟ یا این یکی:
| ||||||||||||
|
|