|
حکیم بانو
|
||
|
زندگی من و خانواده ام |
1. پدرشوهر امروز مرخص شدند. بیشتر دوندگیهایش را پسر مهربانم انجام داد. خدا خیرش بدهد.
2. داروی دخترم تزریق شد. پزشکش راضیست ولی نه صد درصد. می گوید وقتی خیالم جمع می شود که علاوه بر بهبود علایم، همه آزمایشاتش نرمال شود.
3. ماشین از صافکاری برگشت.(زحمت همسر)
4. همسر برق کار آورد مشکل پریزهای آشپزخانه حل شد ولی لوله کش بدقولی کرده و نیامده.(زحمت همسر)
5. خط جدید منزل وصل شد.(زحمت همسر)یک کاری دارد که باید حضوری بروم مخابرات.
پی نوشت: اخلاق پدر همسرم یک طوریست. همه را از خودش می رنجاند بعد فاز ناله می گیرد.البته احترام دو طرفه رسمی بین ما وجود دارد. حرف زیاد است ولی به نظرم می آید همش به سن و سالمندی نیست. روش بزرگ شدنش، اعتماد به نفس کاذبش و نگاه بالا به پایینش باعث شده تقریبا همه را از کنار خود فراری دهد. حرف هم حرف خودش است و لاغیر. برویم به کارمان برسیم
|
|