|
حکیم بانو
|
||
|
زندگی من و خانواده ام |
امروز نوبت دوز بعدی داروی جدید خوش خنده است.
از ساعت ۶ و ربع بیمارستانیم. ساعت ۷ و ۲۰دقیقه پذیرش شد. تا بیاییم بالا و دکتر ویزیت کنند و داروش شروع بشه، شد ساعت نزدیک ۹.داروش در حال اتمامه.
ولی به خاطر بیمه مجبوریم بمونیم تا حداقل زمان بستری شش ساعت بشه.هنوز یک ریال بیمه پایه و بیمه تکمیلی پرداخت نکرده به ما.
خونه تکونی خیلی شدیدی نداشتم. همون معمولی و غیر شدیدش تقریبا تموم شده.
منتظرم آقاهه از خشکشویی پرده ها رو بیاره و وصل کنه.
مثل هر سال بادمجون سرخ کردم،اسفناج و سبزی و کرفس و پیاز داغ گذاشتم فریزر.
مایه لوبیاپلو،کلم پلو،قیمه پلو درست کردم.
دو تا عمه های همسر دو سه روز قبل از عید میان اینجا پیش پدرشوهر هستن.
اگه زودتر گفته بودن که پدرشوهر عید تنها نیستند میتونستیم برای سفر ۴ نفره اقدام کنیم.
۶ فروردین برای خوش خنده نوبت بیمارستان ماهانه گرفتیم.
سیزده فروردین هم کشیک مدیریتی هستم از صبح تا عصر.یه کشیک من درآوردی جدید. !!!!
همسر چندروزیه رفته شمال. مشغول رسیدگی به ساخت و سازشه.
شاید با عمه ها و پدرشوهر دو ماشینه بریم شمال. هنوز تصمیمی نگرفتیم.
عید رو دوست ندارم
|
|