|
حکیم بانو
|
||
|
زندگی من و خانواده ام |
روز اول چهارشنبه ساعت 3 و نیم بیدار شدیم، 4 حرکت کردیم. حدودا 5 صبح ماشینو تو پارکینگ 3 پارک کردیم و رفتیم برای کارای مربوطه.
همه چیز انجام شد. قسمت دریافت ارز مسافرتیش خیلی شلوغ بود. البته نه به اندازه اونی که تو فضای مجازی پخش کردن(فکر کنم اون یکی دو روز بعد از ما بود)
بعد رفتیم گیت خروجی. تو زمستون با کاپشن و پالتو و پوتین، دردسر بازرسی ها بیشتره. ماها هم که همه جا دستپاچه هستیم(منظورم همه هستند نه فقط خانواده ما) و این باعث میشه که مسائل به هم بپیچه و وقت بیشتری تلف بشه.
حدودا به موقع سوار شدیم. با یه ربع تاخیر حرکت کردیم. سه ساعت بعد رسیدیم. ترانسفر تورمون رو سریع پیدا کردیم . نشستیم که بقیه هم بیان و بریم. یه سری اطلاعات تو ون دادن بهمون. از اون ون، هتل ما فقط خودمون بودیم. روزهای بعد دو خانواده ایرانی دیگه رو هم دیدیم.
رفتیم اتاق ها رو تحویل گرفتیم. دو اتاق دو تخته بود که با یه دری جدا می شد از محوطه راهرو. که یه حالت سوییت مانند بود. از اتاق ها، نزدیکیش به میدون تکسیم و خیابون استقلال راضی بودیم. صبحانه هاش هم خوب بود. هر روز نظافت داشتند.اتاق ها هم بزرگ و جادار بودند.
مسواک و خمیر دندان و دمپایی سرویس بهداشتی نبود.اینو از ایران فهمیده بودیم و برده بودیم. از مسافرای بقیه هتل هم هم پرسیدیم همین طور بود.
آب از سوپر نزدیک هتل خریدیم. برای آب جوش و خوردن استفاده کردیم. یک منبع 5 لیتری 40 لیر.برامون کافی بود.از اینجا خوراکی های میان وعده با بسته بندی های کوچیک خریده بودیم. مثل مغر های مزمز و کیت کت و شکلات های کوچیک. هر بار که میرفتیم بیرون تو کیف هر کسی دوتا میذاشتم. برای میان وعده خیلی خوب بود.برای احتیاط هم با خودم تو ظرف های سبک خرما پیارم، آلو و لواشک برده بودیم.
همون روز وسایل رو گذاشتیم. رمز صندوق امانت رو تنظیم کردیم و رفتیم برای گردش و ناهار. عکس گرفتیم. گشتیم و کمی با محیط اطراف آشنا شدیم. برگشتیم هتل. چای درست کردیم و خوردیم. کمی استراحت کردیم. ساعت 8 شب امدن دنبالمون که بریم تور کشتی شب. پیش غذا و شام و میوه و موسیقی هم بود. تا برگردیم شد 12 شب.
استراحت کردیم. برای روز دوم یعنی پنجشنبه تور تاریخی رو گرفتیم. صبح بعد از صبحانه مفصل و خوشمزه هتل راس ساعت 9 اومدن دنبالمون با یه میدی باس(کوچیکتر از اتوبوس و بزرگتر از مینی بوس)
لیدرمون خوب بود. همسفرهامون خوب بودن. چند جای دیدنی رفتیم. مسجد سلیمانیه، مسجد سلطان احمد، ایا صوفیه، تپه پی یر لوتی و یه مرکز خرید و ناهار هم KFC بود و برگشتیم هتل.توی تپه پی یر لوتی یا تپه عشاق چای و قهوه سنتی رو خوردیم.
تو هتل چای و استراحت و بعدش ساعت 8 شب پیاده رفتیم خیابون استقلال که تا اخر آخرش که سرپایینی تیزی بود رفتیم. به پل گالاتای رسیدیم. بچه ها میخواستن ساندویچ ماهی بخورن. که خوردن(من نخوردم چون معده ام بسیار اذیت می کرد و حالت رودل پیدا کرده بودم. فردا صبحش خوب شدم. یعنی بهتر بودم.)
روز سوم یعنی جمعه از نصفه شب بارون شدیدی شروع کرد به باریدن.تورجزایر پرنس رو گرفتیم .9 صبح اومدن دنبالمون و رفتیم اسکله و کشتی و ... سه جزیره رفتیم. بیوک آدا قشنگ تر و بزرگ تر بود. به خاطر سرما و بارون، گشت و گذارمون خیلی بهمون نچسبید. یه آب کوچیک توکشتی 20 لیر(2 برابر سوپر همون شهر) . ناهار هم مرغ سرخ کرده با برنج و پاستا با سس ققرمز و سالاد دادن. برگشتنی همون اسکله پیاده شدیم دیگه با تور برنگشتیم هتل. رفتیم یه بازار نمی دونم به چه اسمی و بازار ادویه مصری ها. چند جور ادویه و چای اکالیپتوس وچای آناناس خریدیم. یه کافه نشستیم چای و قهوه و کنوفه خوردیم(بوی کره میداد و خیلی چرب بود. من مزه شو دوست نداشتم) با سختی برگشتیم هتل. به خاطر 8 مارس و روز زن میدون تکسیم تظاهرات بود و پلیس همه جا رو بسته بود. فرداش فهمیدیم که همه مسافرا اون شب اذیت شدند. به سختی برگشتیم هتل، چای و استراحت و بستن چمدون ها.
دوباره 11 شب رفتیم که به ساندویچ ماهی برسیم. باز هم بسته بود میدون و خیابون. یه دوری زدیم. رفتیم یه رستوران فلسطینی که غذای اصلیشون فلافل بود با نان پیتا. با سس های مختلف. ما اونجا ساندویچ مرغ گرفتیم توی نون پیتا. با سیب زمینی سرخ کرده. خوشمزه بود. دیگه خسته خسته برگشتیم هتل و قرار بود صبح شنبه ساعت 7 ترانسفر فرودگاهی بیاد دنبالمون. ساعت رو روی شش و نیم زنگ گذاشتیم و خوابیدیم. یعنی بیهوش شدیم.
|
|