حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 

پرستار فعلی مامانم اهل استان خودمون نیستند. اهل یکی از استان های دور هستند. 17 تیر که بشه 6 ماهه که پیش مامانم هستند. خدا خیرشون بده. خیلی خیلی خوبند و مهم ترین مساله که همون رسیدگی به مامانم هست و رضایت ایشون رو دارند.

حالا اصرار دارن که میخوان برن سه ماه شهرشون. حتما تعهد میدن که سه ماه بعد برمیگردن. یک ماهه خواهرم از طریق شرکت ها دنبال پرستار جدیده. تا حالا که خبری نبوده. دیروز یکی معرفی شده که اومده مصاحبه و قراره دو روز آخر هفته بیاد کنار پرستار قبلی بمون. اگر تایید شد ادامه میده. دلشوره داریم دوباره. دیشب صدای مامانم غمگین بود. خیلی ناراحتم براشون.

***این قدر درگیر برنامه های خوش خنده و شوهر هستم که هرچی میگردم یه آخر هفته خالی پیدا نمی کنم برم به مامان سر بزنم و برگردم.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:7  توسط فروغ دانا  | 
  بالا