|
حکیم بانو
|
||
|
زندگی من و خانواده ام |
پنجشنبه صبح در گیر و دار انجام آزمایش بودیم. بعد از صبحانه با کمک قد بلند رفتیم خرید هفتگی.
ناهار هم هویج پلو داشتیم با مرغ و برنج سفید با خورش شمالی سبزی فسنجان.
عصرش تصمیم گرفتیم بریم خانه موزه سیمین- و -جلال- که من و خوش خنده رفتیم. تا سه و نیم اونجا بودیم و بعد رفتیم خانه موزه-اخوان-ثالث. وقتی رسیدیم دیدیم بیا و برویی است و طبقه دوم صندلی چیدیه شده. نگو که ناخودآگاه دعوتیم به مراسم رور -قلم-
نشستیم و استفاده کردیم.
بعد هم پایان یک روز فرهنگی و برگشتیم منزل.
جالب بود. خیلی هم لذت بردیم از مراسم.
|
|