|
حکیم بانو
|
||
|
زندگی من و خانواده ام |
دو تا معاون داریم در محل کار
فنی و اجرائی
هر دو آقا هستند
دو تایی با هم جور شده اند و با آمدن رییس جدیدمان احساس ناامنی شغلی می کنند
آنوقت کارشان چیست؟
صفحه گذاشتن پشت سر مدیرانی که فکر می کنن (فقط حدس می زنند) که اگر رییس بخواهد این دو معاون را برکنار کند شاید درصدی احتمال باشد که آن مدیر جایگزین شود.
آنوقت چه می کنند؟ به جای این که کوتولگی شغلیشان را با ارزش کارشان نشان دهند و خودشان را به قد بقیه برسانند، برای آن چند نفر چاله می کنند، چاله می کنند، ... تا آنها را کوتاه تر از خودشان نشان دهند.
دوتایی با هم راه می افتند میروند اینور و آنور و شروع می کنند به انجام بازدیدهای الکی و هر چه مدیر است را به چالش می کشند
اجرایی از سازمان خودمان است
فنی انتقالی از یک دانشگاه کوچک با جمعیتی که شاید به اندازه یک دهم جمعیت ماست.
آنوقت هی خودش و کارهایش را با سازمان ما مقایسه می کند، هی دستور می دهد و هی خودش را می خواهد بزرگ نشان دهد.
حالا نوبت به من رسیده.
به من خبر رسیده که سعی کردند جلسه ساعت 13 امروزم را پیش رییس اصلی کم فروغ و کم اهمیت جلوه دهند
فعلا کاری با هر دو ندارم
حوصله اش را ندارم
خدای من بزرگ است
چنان درسی می گیرند از این خبرچینی ها و دشمنی ها که خودشان بعدا خواهند فهمید
پی نوشت: شاید اگر هر فرد دیگری جای من بود توی این یکی دوماهه کارهای این ها را به گوش رییس اصلی می رساند، ولی عهد کردم خودم شروع کننده نباشم مگر مستقیما از من سوال کنند
|
|