حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 

سلااااام

اصلا وقت سر خاروندن ندارم

صبح زود میرم سر کار و هر روز تا برسم خونه حداقل ۶ و ۷ هستش

تموم آخر هفته ها درگیر کار خونه و کارهای عقب افتاده و کنار خونواده بودن هستم

دوشنبه و سه شنبه همین هفته یه ماموریت دو روزه به یکی از استانهای جنوب بودم،برای بررسی روند رسیدگی به درمان سه بیماری که اگه وقت کنم ماهی یک بار ادامه خواهد داشت،،،

الان کنار خوش خنده هستم تو بیمارستان

یه وظیفه خیلی بزرگ داریم که باید تا آخر سال فاز اولش رو به نتیجه برسونیم، کار معاونت ما سنگین تره

راضی هستم خیلی زیاد، احساس می کنم ماههای مانده تا بازنشستگیم رو شاید مفید تر از همه روزهای کاریم عمل کنم.

برای رفتن پیش مامانم احتمالا محدودیت خواهم داشت، ولی مامانم موضوع رو درک می کنن. اولین فرصتی که پیدا کنم میرم.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ساعت 7:56  توسط فروغ دانا  | 
  بالا