|
حکیم بانو
|
||
|
زندگی من و خانواده ام |
دیدین بعضی وقتا ، آدم از اطرافیان، دوستان ، همکاران و حتی فرد خیلی نزدیکش رفتاری رو می بینه که اصلا انتظارش رو نداشته؟ دیروز به طور اتفاقی از دو نفر از آشناهام برخوردایی رو دیدم که اولش احساس گاگول بودن بهم دست داد و تا یکی دو ساعت بعدش هنگ هنگ بودم. حالا جزئیاتش رو براتون می گم:
1. آرایشگری که من 5 ساله مشتریش هستم یه دختر 29 ساله است که پدر و مادرشو چند سال قبل از دست داده و درعین این که خواهر و برادر داره ولی ترجیح داده مستقل زندگی کنه. من هم تو این 5 سال به اعتراف خودش بهترین مشتریش بودم چه از لحاظ پرداخت دستمزد و چه از لحاظ وقت شناسی و مرتب بودن. معمولا من هر دو هفته برای ابرو پیشش می رم و هر دوماه هم کارای مو رو برام انجام میده. عیدیش هم که همیشه پرو پیمون سر جاشه. چون فکر می کنم چند هزار تومن منو نمی کشه ولی برای یه دختر تنهای مستقل می تونه کمک خرج باشه. خلاصه تا یه سال قبل چند تا کوچه پایین تر از ما جایی رو اجاره کرده بود و مستقل کار می کرد و هنر روز هم از ساعت یک تا 10 شب سرکار بود. بعدش رفت و چند تا خیابون اونورتر تو یه آموزشگاه و آرایشگاه به اصطلاح صندلی اجاره کرد. تا عید امسال که دوباره اون آرایشگاه جاشو عوض کرد و باز هم رفت چند تا خیابون اونور تر دم یه مرکز تجاری . خود این خانم سه شنبه هاو جمعه ها رو تعطیل کرده. ساعت کارش هم شده یک تا شش. همیشه هم باید از قبل زنگ بزنی تا وقت بده. چون از شلوغی دور و برش خوشش نمیاد. تا اینجاش عیبی نداره. امسال بعد از عید رفتم آدرس جدید. خدا شاهده که فقط 20 دقیقه تو خیابون های اطراف دنبال جای پارک می گشتم. بعدش هم که رفتم بالا گفت چرا دیر کردین؟ من به یه مشتری دیگه وقت دادم و باید منتظر بشینین. گفتم عیبی نداره. خودمو مشغول دیدن آلبوم مدل مو کردم. اما از حرفایی که توی اون محل بین خانم ها ردو بدل می شد خوشم نیومد. بعدش دیدم که تو همون آدرس قبلی چند کوچه پایین تر از خونه مون دو تا خانم دیگه شروع به کار کردند. سه چهار ماه رفتم پیششون. هرچند کار ابروشون به خوبی مینا نبود ولی کار مو کمی بهتر بود. در هر صورت بعد از سه چهار ماه که مینا دید خوب مشتری رو از دست داده بهم زنگ زد و گفت که دوباره برم پیشش . من هم چون ابروهام رو این خانم جدیده خراب کرده بود رفتم. یکی دو باری خوب بود تا باز هم هر بار که زنگ زدم یه چیز گفت. یه بار گفت چرا همون روز زنگ زدید من مشتری دارم. یه بار گفت من امروز کاری دارم و نمیام. تا این که دیروز ساعت 10 به موبایلش زنگ زدم و گفتم برای ساعت سه و نیم وقت خالی بذار میام برای ابرو. گفت که نمیام آرایشگاه و بذارین چهارشنبه. گفتم نه من برای جهارشنبه وقت ندارم. عصری زنگ زد که فردا بیام خونه تون. من هم از اومدن آدم غریبه تو خونه ام خوشم نمیاد. گفتم نمی شه. دیگه گفتم کاری نداشته باش مینا جون. فقط بعدش زنگ نزنی که چرا نمیای؟ اون از جای پارک اطراف آرایشگاه اینم از بد قولی هات. خودت منو می ندازی تو دامن غریبه ها و بعدش زنگ میزنی که چرا نمیای. سریع تصمیم گرفتم به خوش خنده زنگ زدم گفتم ساعت سه آماده باش. رفتم خونه لباسم رو عوض کردم و رفتیم یه آرایشگاه دیگه. هر دو موهامون رو مرتب کردیم و من ابروهامو درست کردم. هر چند مثل کار مینا نشده ولی باز هم خوبه. بعدش گفتم اگه من دیگه اومدم پیشت. تا یاد نگیری که با یه مشتری به قول خودت خوب چطور رفتار کنی دیگه خام حرفات نمی شم.
2. هنوز با خودم در جدال بودم که چرا این دختره مینا اینجوری می کنه که تا رسیدم آرایشگاه دیدم دو تا میس کال دارم. تلفن ها از طرف خانم دکتر همکلاسیم بود که سال 88 با هم یه دوره دو ساله رو شروع کردیم. پایان نامه ای که گرفته بودم هر چند مستقل بود ولی با سه تا دانشجوی دیگه مرتبط می شد.به هر حال با این که پروپوزالم از حدود اردیبهشت ماه آماده بود منتظر شدم تا اون ها هم اماده بشن و با هم بریم برای دفاع اولیه. بعدش این خانم دکتر دیروز زنگ زدن و گفتن من امروز دفاعم بود و همین. یعنی یه دفعه انگار یه سطل آب سرد ریختن روم . باز هم هنگ کرده بودم. حتی وقتی بهش گفتم که من این همه مدت منتظر شما شدم چرت به من یه ندایی ندادی زد به صحرای کربلا. اگه دیگه من کاری به کارش داشته باشم. خودم میرم دنبال کارا و هر چی هم که نمره دادن به جهنم. آخرش باید یه مدرک بهمون بدن که الان برام فایده ای نداره شاید بعد از بازنشستگیم برای تاسیس یه مرکز خاص به دردم بخوره.
پی نوشت1: همین امروز با استاد راهنما و مشاورم تماس گرفتم و گفتم که برای دوشنبه دیگه اگه دانشگاه وقت بده بیان برای دفاعم. البته از همین الان دلشوره افتاده تو دلم.
پی نوشت 2: اگه برای بعضی از پرسنل دستاتو تا آرنج عسل کنی و بذاری تو دهنشون باز هم قدر نشناسند. امروز یکیشون اون قدر حرف غیر منطقی زد که معده درد گرفتم. آخرش هم با خنده و احترام ردش کردم رفت. خدایا منو از دست این آدم ها نجات بده.
|
|