حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 

نمی دونم تا حالا براتون پیش اومده که یه چیز مهم مثلا یه مدرک مهمی رو لازم داشته باشین و هر چی بگردین پیداش نکنین؟ تقریبا حدود 22 ساعت ما این طوری بودیم. پریشب که تو  اخبار اعلام کردن که ثبت نام آرم ترافیک داره شروع می شه، خوش تیپ گفت که بیا کارایی رو که می تونیم اینترنتی پرداخت کنیم رو تو خونه انجام بدیم. اول رفتیم و ازسایت شهرداری عوارض سال 91 خودروی من رو پرداخت کردیم. بعدش رفتیم که برای ماشین جدیده که پارسال خریدیم عوارض رو پرداخت کنیم که نشون داد حدود سیصد هزار تومن تعویق پرداخت عوارض و جریمه داره. خوش تیپ گفت نمی شه که. چون من پارسال برای خرید ماشین از فروشنده همه مدارک رو گرفتم. بریم مدارک رو بیاریم و ببینیم. گفتن همانا و پیدا نکردن سند ماشین جدیده و پرشیا و سند خونه همانا. یه سری چیزا تو خونه پیش منه . مثل مدارک ماشین خودم، شناسنامه ها، پاسپورت ها ، سند ازدواجمون و دفتر چه های بیمه. بقیه مدارک تو پوشه های جدا با برچسب پیش خوش تیپه. یک سری هم تو گاو صندوقه. خلاصه تا ساعت 11 شب هر چی گشتیم کم تر پیدا کردیم. نصفه شب من پاشدم کشوی میز توالتم رو هم ریختم بیرون. خوش تیپ می گفت تو تعمیرات خونه که تابستون انجام دادیم، جای مدارکو عوض کرده ولی نمی دونست کجا گذاشنه؟ دیروز صبح بهش گفتم یه حسی به من می گه گم نشدن . فقط باید با دقت بیش تری بگردیم. شما امشب از من شام نخواین . دو سه ساعتی تموم کمد ها و کشو ها رو می ریزم بیرون و دنبالشون می گردم. از طرفی دیروز بعد از ساعت کاری رفتم نزدیک اداره و برچسب عوارض خودم و بعدش هم خلافی رو گرفتم. ساعت 4 رسیدم خونه. از ساعت 5 شروع کردم. از همین فرصت استفاده کردم و کمد لباس ها و کیف و کفشم رو مرتب کردم. تارسیدم به کمدی که مدارک خودم از اول استخدام تا حالا توشونه. کشیدمشون بیرون . یه نایلکس سفید بود که شب قبل حد اقل 5 بار توشونو دیده بودیم. با دقت یکی یکی خالی کردم و ..... دیدم که همه پوشه ها خیلی منظم اونجا هستن. به خوش خنده گفتم فعلا به بابات چیزی لو نده تا ببینیم چی میشه. فوتبال پرسپولیس و راه آهن که شروع شد خوش تیپ درو واکرد و اومد خونه. اولین چیزی که پرسید همین بود. من هم زیر لب گفتم نه. تا حالا که پیدا نشده. تو بشین چای بخور تا من برم بقیه کمد ها رو بگردم. که خوش خنده خانم زد زیر خنده و غیر مستقیم به پدرش خبرو رسوند. خلاصه آقا هم بابت پیدا شدن مدارک و هم بابت برد پرسپولیس ما رو به شام دعوت کردند. امروز هم قراره من برم دنبال کار ماشین ایشون. البته می دو نین بعدش چی فرمودن؟ گفتن تو می دونستی که کجا گذاشتیشون به خاطر همین هم با اطمینان خاطر گفتی عصر می گردم و پیداشون می کنم!!!!!!! واقعا که خوبی به آقایون نیومده.

پی نوشت: دقت کردین تو فیلم "افسانه دونگ یی" خانم ها همه سر برهنه و موها شینیون کرده هستند و آقایون همه حجاب دارن؟

 |+| نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان ۱۳۹۱ساعت 8:15  توسط فروغ دانا  | 
  بالا