حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 
یه خانم مهربونی هستن که  تو اداره برای کمک هزینه تهیه جهیزیه برای دخترش سبزی پاک کرده و بادمجون و پیاز داغ و... برامون میاره. خیلی هم تمیز کار می کنه و با بسته بندی تمیز و مرتب برای خانم های اداره میاره. از وقتی که ایشون میاد من همیشه سبزی خوردن سر میز غذام دارم. چند روز قبل داشتم فکر میکردم بهشون سفارش اسفناج بدم . پریروز اومدن و بی هوا گفتن دوبسته اسفناج پاک کرده و شسته شده دارم. من هم از خدا خواسته. گرفتم. پریشب کنار کتلت و هویج آب پز کمی هم نرگسی اسفناج گذاشتم. برای ناهار دیروز آلو اسفناج درست کردم. برای دیشب با بقیه اسفناج که با پیاز داغ و قارچ قاطی کرده بودم مایه ای در اومد که تو خمیر یوفکا گذاشتم. چند تا سیب زمینی هم تو مایکروفر حالت تنوری کردم از وسط نصف کردم. توشونو خالی کردم و اون سیب زمینی ها رو اضافه کردم به مایه اسفناج و قارچ. اونوقت داخل سیب زمینی ها رو با همین مایه پر کردم  روشونو پنیر پیتزا ریختم و  تو مایکرو فر گریل کردم. همچنین اون خمیر یوفکاهای پر شده رو . بسیار بسیار زیبا و خوش مزه شده بود.  امروز از هر دو تا دادم خوش خنده خانم بردن مدرسه.

البته دیروز  هم اسفناج برام آورد دیگه فکر کردم هم اوور دوز میشیم هم صدای بچه ها در میاد. در نتیجه بعد از بخار پز کردن گذاشتم تو فریزر.   

پی نوشت: یه رستوران کاغذ تبلیغاتیشو انداخته بود تو خونه. اگه گفتین اسمش چی بود؟ تهیه غذای اسفناج!!!!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 10:8  توسط فروغ دانا  | 
  بالا