|
حکیم بانو
|
||
|
زندگی من و خانواده ام |
1. بالاخره بعد از دو هفته به هم ریختگی خونه به خاطر سفارش کمد دیواری، دیروز ظهر کارمون تموم شد. یه تمیز کاری حسابی در زمینه کمد ها و انباری ها انجام شد. کلی لباس و کفش و اسباب بازی و خرت و پرت جمع و جور کردم و دادم به کسایی که نیاز دارن. کلی هم دور ریختنی داشتم که دور ریختم. دیروز بعد از این که خونه رو جارو و گردگیری کردم ، شده بود ساعت یک ولی اون قدر انگیزه داشتم که اگه 20 نفر مهمون می اومدن حاضر بودم شام درست کنم.
2. گفته بودم که می خوام هرجا که دعوتم کردن برم چه خونوادگی ، چه تکی و چه اداری. حالا از زمین و زمان داره برامون می باره. وقت سر خاروندن ندارم. دیروز بعد از ظهر رفتم مسجدنظام مافی تو شهر زیبا ختم پدر شوهر همکار سابقم. اونجا خانم دکتر الف رو دیدم. تازه از شوهرش جدا شده. علی رغم وضعیت ظاهری شیک و مرتبش ، انگار از درون داغون بود. تو چشماش پر از غم بود. دلم می خواست اون قدر باهاش نزدیک بودم که حداقل فقط می نشستم و دلداریش می دادم . ولی متاسفانه روابطمون همیشه کاری و خیلی رسمی بود. می گفتن 500 میلیون تومن گرفته تا طلاقش صادر شده. اون هم به خاطر انتقام از شوهرش . شوهره رفته و با منشی شرکتش ازدواج کرده پسرشون رو هم از خانوم دکتر گرفته. الان ناراحتی خانمه فقط دوری از پسرشه. والبته عمری که به پای شوهرش گذاشته. دلم می خواست بهش بگم این نیز بگذرد. اگه کاری رو تصمیم گرفتی که انجام بدی پاش واستا. گذشت زمان خیلی مسائل رو حل خواهد کرد.
3. اون پستم بود که در مورد انتخاب همسر برای قدبلند نوشته بودم ، واقعا جدی بود. من معتقدم باید کم کم از شروع سنین بلوغ قابلیت های بچه ها و پوئن های مثبتشون رو بهشون گوشزد کرد .یک سری ایده آل ها رو هم باید براشون قرار داد تا اونا در همون راستا حرکت کنندو اگه در این مسیر شخص مناسبی بود در نظر گرفت. قبول ندارم که با یه خواستگاری سنتی یه دفعه پرید تو زندگی یه پسر یا یه دختر که از گذشته شون چیزی نمی دونیم. البته که مادر سخت گیری هستم ولی آینده بچه ها م و آرامششون برام مهم تر از هر چیزیه. با زود ازدواج کردنشون هم مخالفم. در نظر گرفتن شخص مناسب به معنای ازدواج زود هنگام نیست. من حتی از همین الان دارم امتیازای مثبت خوش خنده رو بهش یاد آوری می کنم و ایده آل هایی تو ذهنش برای همسر آینده اش میذارم. بچه ها اول باید خودشون برای خودشون ارزش قایل بشن تا بتونن همیشه اعتماد به نفس داشته باشن. خیلی از کم آوردنای بچه ها در زندگی زناشویی به دلیل کمبود اعتماد به نفسه. نمی دونم شاید هم اشتباه باشه ولی حداکثر سعیمو برای آگاه کردنشون از آینده خواهم کرد. از شعار "هرچی پیش آید خوش آید " لذت نمی برم. حداقل تو این مورد.
4. من بسیار بسیار از تیم قرمز برای برد قشنگشون متشکرم. چون چنان انگیزه ای به خوش تیپ ما داد که تا ساعت ده شب داشتیم کمد لباس های ایشون رو مرتب می کردیم. تازه شام هم مهمونشون بودیم.
5. همین الان یه ای میل از استاد مشاورم رسید. فکر می کنم پیش نویس پایان نامه ام رو اصلاح کردند. برم بخونم ببینم چی نوشته. سرعت پیشرفتم در رتق و فتق امور پایان نامه یک سانت در هفته است.
|
|