حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 

الان تو پارک نشستم

به بهونه پیاده روی اومدم بیرون

خانم یکی از همکارامون دیروز فوت کرده

خودشون هم به نوعی همکار بودن

دیروز رفتن نذری پخش کنن تو خیابون ایست قلبی کرده

یه پسر هم داشتن

آهنگهای ملایم گذاشتم و پیاده روی می کنم و اشکامو پاک می کنم

همین امروز عصر خاکسپاریش بوده

قرار بود اگر فردا باشه همه مون بریم. ولی امروز ساعت ۵ و نیم تو یکی از شهرهای اطرافه

روحش شاد

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۱ساعت 18:45  توسط فروغ دانا  | 
  بالا