حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 

از عید به اینور چند تا فیلم رفتم. دو تاشو چهارنفری بقیه شو با دختر جان.

آخریش پنجشنبه بود اب.لق نرگس آبیار

موضوع خاصی بود در مورد اذیت و آزار بانوان

خوشم اومد از فیلم

دو. زیست رو دوست نداشتم

شاد. روان رو کلی خندیدم. فیلم سگ . بند هییی خوشم نیومد.

از تی. تی بدم نیومد. ولی نفهمیدم چرا هم استانی های من این قدر جبهه گرفتند؟ این موضوع میتونه برای هر شهری پیش بیاد

همش که نمیشه فیلم ها رو برای ساکنین پایتخت ساخت.

علف. زار خوب بود. به خصوص بازی پژ.مان. جم.شیدی

فردا یه جلسه خاصی هستش. که هر مدیری باید حدود 15 دقیقه برنامه های واحدشو ارائه کنه. تو این اداره اولین باره که من ارائه دارم. دفعه قبل پنجشنبه ای بود که برای یکی از مدیران ارائه کلی گذاشته بودن. خوب پیش نرفت که هیچ. خیلی بد تموم شد. کمی استرس دارم. با همکاری کارشناسان خوب واحد اسلاید ها آماده هستند. کمی دیگه باید روش کار کنم.

اولش کارشناسا کلی غر زدن که چه وضعشه و از کارامون عقب می مونیم. ولی بعد شد یه کار تیمی که سرچ می کردن تا ببینن وضعیت همون شاخص تو کشور، تو استانهای دیگه و حتی تو جهان چطوره؟ و این کمک می کرد که تحلیل وضعیت موجود رو کارشناسانه تر انجام بدن.

 |+| نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۱ساعت 8:49  توسط فروغ دانا  | 
  بالا