حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 

من همیشه شبا حداکثر ساعت ۱۱ می خوابم

حدود ۵ صبح هم بیدار میشم صبحونه هم میخورم تو خونه

۶ و نیم سرکارم

احتمالا شرایط هفته قبل تو بیمارستان روی خوابم تاثیر گذاشته

عصر بین یاعت ۵ تا ۵ و نیم میرسم خونه و وقت یه دراز کشیدن هم ندارم

روزها رو همسرجان به خوش خنده میرسه آب هوبج و سیب تاره میگیره و سر ساعت داروهاشو نظارت می کنه که بخوره

عصرا من میام غذای تازه درست می کم برای شام و ناهار فردای دخترم. تاهفته اینده فعلا رژیم غذایی پختنی و ساده داره

برای خودمون هم شام ساده که سریع درست بشه و ساعت ۸ بخوریم شامو

میخوابم و به دفعه بین ساعت ۲ و نیم تا ۴ می پرم از خواب با استرس و دلهره

اگه می بینید توی این ساعت ها کامنت میذارم تعجب نکنید.

همسر هم خوابش به هم خورده. اون میره تو هال و تلویزیون روشن می کنه.

صبح و شب همه بخیر . موفق باشید

آقا رضا، وبلاگ ندارید شما؟

اگر دارید آدرسش رو بدید بیشتر با افکار شما من و خواننده های وبلاگم آشنا بشیم.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۱ساعت 4:3  توسط فروغ دانا  | 
  بالا