|
حکیم بانو
|
||
|
زندگی من و خانواده ام |
سلام
ممنون که حالمو می پرسید
خوش خنده دوشنبه ۲ آبان دوز دوم داروش رو گرفت پزشکش فعلا راضیه
دوز بعدی ۳۰ آبانه،امروز میرم داروشو تایید کنم توی بیمه و بعد از داروخونه بخرم
خودش با پدرش میره واکسن هپاتیت بزنه،چون توی آزمایشات معلوم شد که آنتی بادیش کمه
این ربطی به مسائل خودش نداره ممکنه برای همه مون پیش بیاد
عمه همسر اومده شاید برم خونه پدرشوهر ببینمش، فعلا خیال ندارم جمعه ظهر دعوتشون کنم . چون از شنبه تا دوشنبه خودمون میزبان یه سمینار بزرگ هستیم از صبح تا ۷ غروب، فردا رو قرار گذاشتیم با کارشناسا بریم هم هتل،هم سالن رو بینیم و با پیمانکار صحبتای نهایی رو بکنیم
خودم هم سخنرانی دارم آماده اش باید بکنم
لباس چی بپوشم،؟؟؟اونم مهمه دیگه
این روزا از مدیر ارشدمون دلخورم. موضوع شخصی نیست، کلی در مورد تغییر رویه مدیریتیش هستش.
اتفاقی منو دید تو راهرو احوالپرسی،که کردیم،فرمودند چند وقتیه نیومدید در مورد کارا صحبت کنیم،گفت اتفاقا خیلی حرف دارم ولی شما وقت ندارید انگار.
پی نوشت:
برای ریما جان، دوست عزیز ای میل من کاری هستش. ترجیح میدم رمز رو ای میل نکنم. می تونید به کاری بکتید .به من یه عدد تو پیام خصوصی بفرستید. من یه پست خصوصی می نویسم که رمز ورودش همونی باشه که شما گفتید. توش رمزمو می نویسم
|
|