حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 

۱.پدر همسر از دیشب بیمارستان بستری شدند

۲. بیمارستان نزدیک منزل ماست

۳. همان بیمارستانیست که امروز صبح تا بعدازظهر دخترجان چندساعتی بستری می شود تا دوز بعدی دارویش را بگیرد

۴. پریزهای یک طرف آشپزخانه با هم مشکل پیدا کردند. همان طرفی که ماشین طرفشویی و لباسشویی است. دیشب که آمدیم ظرفشویی را به کار بندازیم فهمیدیم . همسر غر غر اولیه را دیشب انجام داد. طبق معمول خرابی همه اینها را لابد من انجام داده ام. من هم این جور مواقع کلا در سکوت خبری طی می کنم.

۵. دو جلسه دیگر کار دندان دارم. دندانپزشک آشنا ولی مطبش به ما دور است. دیشب دو ساعت و ربع طول کشید تا به خانه برگردم آن هم با مترو. زحمت شام را دخترجان کشیده بود

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان ۱۴۰۱ساعت 5:12  توسط فروغ دانا  | 
  بالا