حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 
 

از روی وبلاگ پرنده ی گولو که لینکش کنار صفحه ام هست به وبلاگ همسر دوم که به نام پرنده ی دوم لینک شده رسیدم . اتفاقی چند تا پستش رو خوندم . از روی همون چند تا پست تقریبا موضوع دستم اومد. حسی که پیدا کردم تنفر نبود. هرچی بود تعجب هم نبود. تاسف بود و ترحم  .البته بعضی جاها خیلی بی پروا صحبت کرده. ولی به نظر میاد که واقعیت ها رو گفته. این که اینجا در موردش می نویسم به دلیل این نیست که کلا موضوع رو رد کنم ویا تبلیغش رو بکنم. سال هاست که به دلیل شغلم موارد این چنینی رو دیدم. هم مردان فریب خورده و هم زنان فریب خورده. اگه بخوام مواردش رو بگم ، مثنوی هفتاد من می شه. فقط اینو بگم که تو سال های ۷۵ و ۷۶ یه دفعه چشام باز شد. انگار تو خیابون که راه می رفتم یا هر مراجعه کننده ای رو که می دیدم فکر می کردم یه زندگی پنهانی هم داره. اول شوکه شدم ولی بعد به خودم اومدم. دیدم من که نمی تونم همه رو تغییر بدم .  خودشون باید عاقل باشن. عشق ممنوعه همیشه دردسر سازه.فکر می کنم آدما رو با خودش به ته یه چاه تاریک می بره که خروج ازش سخته ولی غیر ممکن نیست.

خوندنش رو توصیه می کنم. هم به خانم ها و هم به آقایون. هم مجرد و هم متاهل.

پی نوشت یک: من بلد نیستم لینک وبلاگا رو تومطلبی که می نویسم بذارم. مثلا دلم می خواست لینک دو تا وبلاگی رو که گفتم اینجا تو پستم نشون بدم. اگه دوستان می دونند راهنماییم کنند.

پی نوشت دو: اگه طرفدار وجود داشته باشه از موارد مشابهی که تو محل کارم دیدم مطالبی بنویسم. لطفا برام کامنت بذارید.

بعدا نوشت: با لطف دو دوست عزیز ،خود پرنده ی گولو و آرزو هایپر لینک را یاد گرفتم.

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند ۱۳۹۰ساعت 9:17  توسط فروغ دانا  | 
  بالا