|
حکیم بانو
|
||
|
زندگی من و خانواده ام |
سه شنبه ها صبح تا ۱۶ هفته نوبت شیمی درمانی پدرشوهر است.
سه شنبه گذشته دومین جلسه بود. عمه کوچیکه هم همراهی کرد.
پدرشوهر دچار استرس شده. داروهاش رو جابه جا خورده و نگران شده، اجابت مزاجش مشکل پیدا کرده نگران میشه
پزشکش با همسرجان صحبت کردند و خلاصه این که خیلی به همسر امید ندادند.
هر روز عصر که برمیگردم تا پامو میذارم خونه همسر شروع می کنه به حرف زدن. می شینم و به حرفاش گوش می کنم.
میره دنبال دارو وسطش زنگ میزنه حرف میزنه،گوش می کنم. میدونم نیاز به درد و دل داره.
خلاصه شرایط دراماتیکی داریم این روزا
|
|