حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 

1.      پست قبلی ام را انگار خودم ننوشتم. شیوه نگارش و لحن گفته هام با همه پستهام فرق می کنه. از روز جمعه که خبر مرگ سیمین دانشور را شنیدم به هم ریختم. ارزش بعضی آدما تو زمان بودنشون مشخصه ولی رفتنشون خیلی رو آدم تاثیر میذاره.

2.      امروز سومین امتحانم رو دادم خوب بود. فکر کنم یکی دوتا ی دیگه قبل و بعد از عید امتحان داشته باشم.

3.      این روزا تو اداره سرم خیلی شلوغه. چه از نظر شرکت در جلسات و چه از نظر جمع بندی کارا. به همین دلیل کم تر وقت می کنم به شما عزیزان سر بزنم یا اگه سر می زنم وقت نمی کنم کامنت بذارم.

4.      اگه همه کارای خونه تموم بشه میز ناهارخوری مون که تبدیل به میز کار خوش تیپ شده تمیز نمی شه. اونم دلیل داره چون باید پروژه رو تا قبل از تعطیلات تحویل بده دور و برش شلوغه.  قبلنا حرص می خوردم ولی الان منتظر میمونم تا زمانش برسه.

5.      عصر شنبه رفتم هفت تیر برای خرید مانتو. خوشبختانه مانتوی مجلسی نمی خواستم چون اگه یادتون باشه برای شرکت تو جشن پنجاهمین سال تاسیس شرکت خوش تیپ دو تا مانتو خریده بودم. مد نظرم یه مانتو مشابه مانتوی اسپرتی بود که تابستون خریده بودم. گفتم میرم و سرمه ایش رو می خرم  با کیف و کفش همون رنگی و یه شال . اما اصلا نبود که نبود . یعنی خداییش هرچی مدل عجیب و غریب بود ریخته بودن تو مغازه ها و خانم ها هم مشغول خرید اون بودن. برگشتم خونه. از پشت آیفون خوش تیپ گفت دستت که خالیه؟ گفتم همچین خالی خالی هم نیست دو تا ر.و.ژ. ل. ب خریدم.

6.      امروز صبح خوش خنده از خواب بیدار شد و رفت سمت دستشویی ، خوش تیپ که مشغول اصلاح صورتش بود وهم زمان اومد بیرون. چنان خوش خنده رو بغل کرد و بوسید که دلم غنج رفت. بلند بلند به بچه ها گفتم: خداییش از نظر ظاهر کردن محبت به شماها باباتون نمونه است. یه دفعه صورت خوش تیپ انگار نورانی شد ولی برای این که قافیه رو نبازه گفت حسودیت شده؟ گفتم اصلا. بچه های ما اگه یه وقت صحبتی با دوستاشون در این مورد بشه همیشه نفر اولند. ضمنا هیچ وقت آه نمی کشن که بابای ما چرا مارو بغل نمی کنه و نمی بوسه. (البته سخت گیری های خوش تیپ هم نمونه است).

پی نوشت: یکی از دوستان راهنمایی در مورد کسری خدمت خواستند .

برای کسری خدمت با شناسنامه  و کارت ملی پدر و پسر، کارت پایان خدمت پدر، گواهی اشتغال به تحصیل پسر و سه قطعه عکس پسر به محل خدمت پدر مراجعه کنید. مثلا لشکر 16 زرهی در قزوین یا لشکر ذوالفقار در شاهرود. مدارک را می دهید تا هم برای صدور کارت ایثار برای پدر اقدام شود و هم برای کسری خدمت برای پسر. به ازای هر یک ماه حضور پدر در جبهه 9 روز از خدمت پسر کم می شود.ضمنا حضور و امضای پدر الزامیست. اگر قبلا کارت  ایثار گرفته اید با همین مدارک و کارت ایثار به اداره کسری خدمت در ابتدای جاده لشکرک بروید . ( فکر می کنم خود ارتشی ها به اسم اداره 402 می شناسند) یک روزه نامه آماده می شود.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۰ساعت 13:35  توسط فروغ دانا  | 
  بالا