|
حکیم بانو
|
||
|
زندگی من و خانواده ام |
سال نوی همه شما مبارک. ممنون از این که به من سر زدید و حتی نگرانم شدید. من خوبم . خیلی حرفا برای گفتن دارم که یواش یواش می نویسم. تا سوم فروردین به خاطر خوش خنده تهران بودیم. بعدش رفتیم اصفهان و بوشهر و شیراز. دید و بازدید هم کردیم. تو خونه چون بچه ها نمی دو نن که من وبلاگ دارم نمی تونستم بنویسم. این تعطیلات هم خوب بود و هم بد. از صبح امروز که همش به دید و بازدید اداری داره میگذره. راستش یه اعترافی بکنم؟ هر کاری کردم امروز نوشتنم نیومد. خیلی کارای عقب افتاده هم مونده که انجام بدم. روزای آخر تعطیلات ،اول خوش خنده بعدش هم خودم مریض شدیم. فکر کنم بی حالی امروزم به خاطر اونه. سعی می کنم امروز به شما سر بزنم.
پی نوشت : نهم فروردین خوش خنده ۱۱ ساله شد. همون روز هم بچم تب و لرز شدیدی داشت. با این حال تو راه برگشت توی کافی شاپ مهتاب تو اتوبان قم براش یه تولد خودمونی گرفتیم.
|
|