حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 
یادتونه که توی این پست گفته بودم یه مشکل کاری برام پیش اومده؟ دیروز آقای دکتر میم که من معاون و جانشینش هستم منو صدا کرد و خیلی محرمانه بهم گفت که نتیجه بررسی کارشناس رسمی دادگستری از اون پروژه ای که مدیرش مدیر قبلیم که از قضا دوست صمیمی همین دکتر میم هستش اومده و نتیجه به نفع ما نیست. یعنی به نظر میاد کارشناس رسما به اون طرفی که ح.ر.ا.س.ت باشه غش کرده. اما گفت که باید یه تیم چند نفره خیلی محرمانه روی مستندات سال ۸۷ و ۸۸ کار کنند که یکیش خودم هستم. باید دونه دونه مدارک رو بررسی کنیم. از دیروز تا حالا رفتم تو فاز دپرشن . از ساعت سه صبح هم بیدارم. خوش تیپ از ماجرا هنوز چیزی نمی دونه و هی از من می پرسه چم شده؟ من هم الکی می گم رفتم تو فاز یاس فلسفی. حالا از شما می خوام که برام انرژی مثبت بفرستین.

پی نوشت ۱: مثلا می خواستم از امروز روی پایان نامه کار کنم. ولی هر دفعه یه کار جدید پیش میاد و نمی شه.

پی نوشت ۲: من کامنت ها رو تایید می کنم. یه وقت از من نرنجین که چرا همونجا براتون پیام نمی ذارم؟ اگه کسی سوالی از من داشته باشه همونجا یا توی پست بعدی و یا تو وبلاگ خودش جواب می دم.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۱ساعت 9:36  توسط فروغ دانا  | 
  بالا