حکیم بانو
 
 
زندگی من و خانواده ام
 
درست حدس زدید. من و خوش تیپ پسرخاله دختر خاله هستیم. من عروس خالم شدم. اونم با پسر یکی یه دونه اش.

در مورد پست قبلی ، من منظورم این نبود که خانم های خونه دار دستشون پیش شوهراشون درازه. چون همه که نمی تونن شاغل بشن. ضمنا شرایط زندگی ها هم با هم فرق می کنه. بعضی از آقایون اصلا دوست ندارند که خانم هاشون برن تو محیط بیرون. بعضی از خانم ها هم خودشون کار بیرون رو دوست ندارن یا شرایطش رو ندارن. ولی اگه خانمی درس خوند و یا مدتی از عمرش رو برای یادگیری فنی مثل آرایشگری یا خیاطی و....صرف کرد باید از اون عمری که صرف یادگیری اون کرده استفاده کنه. حتی اگه نیمه وقت باشه. من موافق کار کردن خانم ها در بیرون از منزل به هر شیوه ای نیستم. برای من نوعی که تو خونه ای بزرگ شدم که اکثر خانم ها درامد مستقل دارند و پول من پول تو نمی کنند اون شیوه زندگی سخته. اصلا هم نمی تونم تصور کنم که یه روز دخترم یا عروسم شاغل نباشه.

پی نوشت: هر وقت دلتون هوس بارون کرد بگید تا من ماشین رو ببرم کارواش. یعنی ابرا منتظرن تا یه پراید۱۱۱  نوک مدادی متالیک از کارواش بیاد و برق بزنه تا شروع کنن به باریدن.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 8:13  توسط فروغ دانا  | 
  بالا